خدایا خوب می دونم که مرا در میان رنج هدایت می کنی... نه به گرداگرد آن حتی اگر از
دل تاریکی بگذرم و دستت را نیابم نمی ترسم زیرا تو با منی!!!...
«یوهان اسمیت»
چه مغرورانه اشک ریختیم چه مغرورانه سکوت کردیم چه مغرورانه از هم گریختیم
غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خداوند
هدیه را به هم تقدیم کردیم
هدیه خداوند را از همه پنهان...
آه ای زندگی منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم...
نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم...
(فروغ فرخ زاد)
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنیست...
فروغ و خیلی دوست دارم...
موفق باشی
زیبــــــا بود!